حمایت از کالای ایرانی | جمعه، ۴ خرداد ۱۳۹۷

خاطرات انقلاب رضا موسوی - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

محتوای تولیدات ویژه

خاطرات انقلاب رضا موسوی

Loading the player...

دانلود

واقعه ۵آذر گرگان یکی از رویدادهای مهم انقلابی مردم استان گلستان است که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و شکل گیری نظام جمهوری اسلامی رخ داد. در این واقعه که چند ماه قبل از پیروزی انقلاب اتفاق افتاد مردم شهرستان گرگان، در اعتراض به حکومت شاهنشاهی به خیابان ها آمدند و علیه این رژیم تظاهرات کردند. اما ماموران ژاندارمری با گلوله به استقبال مردم آمدند و ده ها تن از جوانان و مردم انقلابی را به خاک خون کشیدند که منجر به شهادت ۱۴ نفر شد.

اولین ویژگی این قیام این است که در مقطعی اتفاق افتاد که مطبوعات در تحصن بودند و اطلاع رسانی بسیار ناچیز بود؛ صرفا بچه های انقلابی از طریق اعلامیه با خبرمی شدند و اعتصاب ۶۰ روزه مطبوعات بود لذا خبر از طریق رسانه های عمومی  و حتی از طریق رادیو اعلام نشد.

نکته دیگر مذهبی بودن این واقعه است؛ در ۲۹ آبان همان سال به حرم امام رضا حمله شد و در شهر مشهد کشت و کشتاری اتفاق افتاد و عده ای به شهادت رسیدند. به همین دلیل از سراسر استان مانند بندر گز و کردکوی گرفته تا علی آباد برای راهپیمایی و قیام به گرگان آمدند و بزرگترین راهپیمایی آن زمان بود.

این حادثه قلب خیلی از مراجع و امام راحل و مردم ایران را جریحه دار کرد که هفتم آن روز را عزای عمومی اعلام کردند.

این موضوع خشم مردم گرگان را بر افروخت و در روز 5 آذر در امامزاده عبدا... گرگان تجمع کردند تا در یک  تظاهرات آرام شرکت کنند.( بنا بر خاطرات مرحوم حضرت آیت ا... طاهری رایزنی با عمال رژیم تاثیر نداشته و حتی حاضر به مجوز دادن به تظاهرات آرام را ندادند با آنکه علما آرام بودن تظاهرات را تضمین کرده بودند.

ماموران به ویژه ،ماموران شهربانی قبل از انکه تظاهرات آغاز شود مسیر تظاهرات را به صورت مسلحانه بستند و به سمت تظاهر کنندگان نیز شلیک کردند.در این روز به بیمارستان بزرگ شهر هم رحم نکردند و به آنجا هم حمله کردند که در داخل بیمارستان جوانی به نام سید نظام الدین نبوی را به شهادت رساندند.داروخانه های شهر و آمبولانس ها هم از تیرباران ماموران در امان نبودند.

مردم گرگان و روستاهاي منطقه و حتی شهرهای اطراف مثل کردکو ، بندر گز ، فاضل آباد و علی آباد کتول آن روز صبح در جوار مرقد مطهر امام‌زاده عبدالله – آن فرزند پاك امام موسي‌بن‌جعفر(ع) –  و دور فلکه امام زاده (شهدای فعلی) گرد ‌آمدند. در ميان جمعيت از همه طبقات ديده مي‌شدند : روحاني، فرهنگي، كارگر، كشاورز، محصل، دانشجو، بازاري، راننده، كاسب، كارمند، زن، مرد، پير ، جوان، كودك .

 مردم صلوات میفرستادند و الله اکبر می گفتند و  شعار می دادند: مرگ بر شاه - درود برخمینی ، قبر امام هشتم گلوله باران شده- روز و شب شیعیان شام غریبان شده و لحظاتي بعد طنين رگبار گلوله‌ها با گاز و دود و خون و فرياد، تصويري از جنگ نابرابر حق و باطل  به نمايش در آورد. جنگي كه يك سوي آن لشكر تا دندان مسلح طاغوت و در سوي ديگر آن عده‌اي از مردم بي‌دفاع قرار داشتند. انبوه نيروهاي مسلح و مجهز رژيم هر بيننده‌اي را به شگفتي وا مي‌داشت. دهها ماشین پر از ماموران مسلح آماده کشتار و سرکوب مردم مسلمان بودند. حتي دوتا از كاميونهاي ماموران مجهز به تيربار بودند. جمعيت تظاهر كننده به حدود 30 هزار نفر مي‌رسيد . عده‌اي داخل محوطه‌ امام‌زاده و عده‌اي نيز در داخل و اطراف فلكه شهدا  ايستاده بودند. برخي از تظاهركنندگان هم عکس امام و پلاكارتهايي مبني بر محكوميت رژيم شاه در دست داشتند. ماموران با بلندگو به مردم اخطار مي‌كرد كه متفرق شوند ، ولي مردم نه تنها اعتنايي نمي‌كردند بلكه حتي عده‌اي از جوانان شجاع در جلوي جمعيت و مقابل نيروهاي مسلح رژيم صف بسته بودند. ناگهان شليك گلوله هاي آتشين دژخيمان به سوي جمعيت آغاز شد. در اولين دقايق تعدادي از عزيزان به خون غلتيدند و چون برگهاي خزان به زمين افتادند و روح پاكشان به ابديت پيوست و عده زیادی هم مجروح شدند.

وقتی بیمارستان به خون نشست! 

مأموران شاه در كوچه‌ها و خيابانهاي شهر هر كجا مردم بي‌دفاع را مي‌يافتند به گلوله مي‌بستند حتی افرادی که ارتباطی با مراسم آن روز نداشتند را اگر می دیدند می کشتند.  مقاومت و سرسختي انقلابيون در فضايي از آتش و خون ادامه داشت . مردم قهرمان آن روز شجاعانه به هر طريق ممكن در مسير تردد مأموران شاه مانع و مشكل ايجاد مي‌كردند . به این منظور مردم خشمگين گرگان حتی دو ماشين آتش‌نشاني را در چهار راه‌ ميدان عباسعلي به آتش كشيدند كه منجر به مسدود شدن راه عبور و مرور مأموران شد. آن روز سينه‌‌هاي انقلابيون آماج تيرهاي دژخيمان بود كه عاشقانه و بي‌محابا گلوله‌هاي آتشين را چون گلهاي شقايق در آغوش مي‌گرفتند و لحظاتي بعد در خون پاک خود غوطه ور می شدند.

     آري مأموران شهرباني و هنگ ژاندارمري به کمک ماموران مخفی ساواک همچنان مشغول گشت‌زني و سركوب و كشتار مردم بي‌دفاع و مسلمان بودند. مأموران حتي به آمبولانسها حمله می كردند تا از انتقال مجروحين به بیمارستان جلوگيري نمايند . آنها همچنین به سوي مغازه‌هاي انقلابيون شهر نيز تيراندازي مي ‌نمودند . بويژه مغازه‌هايي كه تصوير حضرت امام خميني را نصب كرده بودند. ضمنا غالب مغازهای گرگان آن روز بخاطر اعتراض به جنایت رژیم شاه در حرم مطهر امام رضا(ع)،  تعطیل و در اعتصاب بودند.

   چنانكه گفتيم صبح روز 5 آذر در اولين دقايق پس از تيراندازي، تعدادي از تظاهركنندگان شهيد و مجروح  شدند . لذا عده‌اي از مردم با هر وسيله ممكن مجروحين و شهدا را به بيمارستان انتقال دادندكه بيشتر مصدومين به بيمارستان پهلوي سابق (پنجم‌آذر فعلي) انتقال ‌يافتند. حجم  زخمی ها و مجروحين به حدي بود كه از عهده‌ كادر درماني پر تلاش و ايثارگر بيمارستان خارج بود . به همين علت مردم داوطلبانه و مشتاقانه به ياري آنها شتاقتند.

مأموران همچنان مشغول گشت‌زني بودند ، تا اينكه حدودا ساعت يك يا يك و نيم بعدازظهر به خيابان مولن‌روژ (پنجم آذر فعلی) رسيدند و انبوه جمعيتي را كه جهت كمك به مجروحين و اهداي خون به آنجا آمده بودند به گلوله بستند . در نتيجه در آنجا  جواني به نام  آقاي سید نظام‌الدين نبوي مورد اصابت گلوله مأموران قرار گرفت و مغزش متلاشي شد. در حالي كه حمله به بيمارستان و آمبولانسها از نظر همه قوانين بين‌المللي ممنوع مي‌باشد.

   آري آن روز روز خون باري براي مردم استان گلستان بويژه شهر گرگان بود ، هر كس را ماموران در خيابان ها مي ديدند به گلوله مي بستند . به طوري كه  با حمله های مأموران بسوي مردم مسلمان و انقلابي در روز پنجم آذ ر، بیش از 100 نفر زخمي شدند و 14 نفر نيز شربت شهادت نوشيدند ، كه از اين تعداد برخي در دم و بعضي هم در روزهاي بعد بر اثر شدت جراحات به درجه رفيع شهادت نائل آمدند.

 اسامي شهداي آن واقعه تاريخي به ترتيب الفبا به اين شرح مي باشد: 1- حسين(چنگیز) امير لطيفي  2- صديقه پروانه   3- سيد اسماعيل حسيني  4- عباس خالداران   5- احمد سبطي  6- حجت‌الله عباسي 7- ابوالقاسم(جعفر) علاءالدين 8- نرگس قصابان  9- غلامحسين محبي‌راد  10- حسين مقصودلو  11-  سيد نظام‌الدين نبوي  12- حسينعلي نصيري  13-  فرامرز ويزواري  14-  ابوالحسن هادي