جهش تولید | چهارشنبه، ۳۰ مهر ۱۳۹۹

دانه های مروارید - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

محتوای تولیدات ویژه

دانه های مروارید

دانه های مروارید


Loading the player...



متن ترانه "دانه‌های مروارید/"

چرا این قدر نگاهت بی‌قراره/

/چرا این خونه آرامش نداره

بگو کی زندگیتو تلخ کرده/

/چرا دستای تو این قدر سرده

کدوم بی‌رحمی رویاتو سوزونده/

که از لبخند تو چیزی نمونده/

نمی‌ذارم که چشمات خیس باشه/

دارم میرم تا حالت روبه‌راه شه/

میون این همه نامهربونی/

دارم می‌رم که تو عاشق بمونی/

شکسته این دل غمگین و تنگم/

دارم می‌رم با یه دنیا بجنگم/

/جدایی از تو سخته اما می‌رم

می‌رم تا خنده‌هاتو پس بگیرم

حالا که بغضمون طاقت نداره

/چه خوب می‌شه اگه بارون بباره

/حلالم کن اگر که گریه کردم

دعا کن کم نیارم برنگردم/

از امشب با خیالت همنشینم/

/دعا کن خوابتو هر شب ببینم

/نمی‌دونی که قبل از رفتن من/

چه مردایی که رفتن برنگشتن/

چشای خیلیا از عشق تر شد/

دلاشون به خدا نزدیک‌تر شد/

 

منم باید برم طاقت ندارم/

/دیگه خواب خوش و راحت ندارم

تو هم هر شب بشین ماهو نگاه کن/

برای حال و روز من دعا کن/

توی لشکر که لبریز از غروره/

با مردی که نگاهش مثه نوره/

کناره هم توی دنیای دیگه/

/یه روز دنیا به ما تبریک می‌گه/


در اردیبهشت 94 پیکرهای مطهر پنج شهید در منطقه فاو، 175 شهید در منطقه ابوفلوس، هشت شهید در شلمچه، 21 شهید در مجنون، 40 شهید در شرق دجله و جاده خندق و 21 شهید در منطقه زبیدات وارد خاک ایران  شد. 175 شهید در منطقه ابوفلوس  پیکرهای مطهر متعلق به غواصان عملیات کربلای 4 است که با دستان بسته به شهادت رسیده و زنده به گور شدند. برخی پیکرهای مطهر این شهدا زمانی که کشف شد، هیچ جراحتی نداشتند و متوجه شدیم که آنها زنده به گور شدند و امروز همین جنایات توسط تکفیری ها در کشورهای مسلمان رخ می دهد.

ما به شهدا و یاد آن ها نیاز داریم، آن ها به ما نیاز ندارند. هیچ شهیدی به خاطر یادواره و بزرگداشت ما مقامش بالاتر نمی رود، همه آن ها به تعبیر قرآن، زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند اما ما با یاد آن ها اراده قوی تری برای تحقق هیهات منا الذلة پیدا می کنیم.

عملیات کربلای ۴ نام عملیات نظامی تهاجمی نیروهای ایرانی در جنگ ایران و عراق می‌باشد. این عملیات با رمز محمد رسول الله در محور ابوالخصیب به صورت گسترده در تاریخ ۵ دی ۱۳۶۵ به فرماندهی سپاه انجام شد. لو رفتن این عملیات شکست سختی برای ایرانی‌ها به همراه آورد بطوریکه آن‌ها پس از حدود یک روز از آغاز عملیات با به جا گذاشتن تلفات فراوان عقب نشینی کردند.

جعفر یوسفی، یکی از غواصانی است که در عملیات کربلای ۴ حضور داشت. او که اکنون استاد دانشگاه است، آن روزها در لشگر ۲۱ امام رضا(ع) بود و خاطرات زیادی از این عملیات دارد. عملیاتی که در آب‌های سرد و خروشان اروند انجام شد. عملیاتی که می‌گویند شکست خورد اما یوسفی می‌گوید شکست نبود و مقدمه‌ای بود برای پیروزی کربلای ۵ و ضربه محکم رزمندگان ایرانی به بعثی‌ها.

یوسفی در این مصاحبه خاطراتی را بازگو می‌کند که شاید تا به حال گفته نشده است. از جنازه آزاده‌ای که حتی با ریختن آهک هم از بین نرفت، تا پیکر آزاده‌ای که با وجود عفونت‌های زیادی که داشت، بوی عطر می‌داد. از سلاح‌های سنگینی که دشمن در خط گذاشته بود تا سنگری که اگر منفجر می‌شد، تمام رزمندگان را شهید می‌کرد. در ادامه بخشی از گفت‌وگو با این غواصان آزاده عملیات کربلای ۴ را می‌خوانید:

بچه‌های غواص گروه ما از بچه‌های گروه تخریب و رزمنده‌های اطلاعات عملیات بودند که از زبده‌ترین نیروها به حساب می‌آمدند و قرار بود خط را بشکنند. آنها آموزش‌های لازم را در نقاط مختلف دیده بودند و همه در خرمشهر مستقر شده بودند. ما هر روز صبح تمرین می‌کردیم. آب اروند به ظاهر آرام بود اما در دل بسیار خروشان و حالتی گردابی داشت. آب بسیار سرد بود و ما را اذیت می‌کرد. بچه‌ها برای اینکه توانشان را از دست ندهند هر وقت به داخل می‌رفتند، ۳ قاشق عسل می‌خوردند. زمانی که باران می‌آمد رود طغیان می‌کرد و هر چه در آب بود از غواص گرفته تا پل ها را با خود می‌برد. رزمندگان به سختی در این آب گل‌آلود کار می‌کردند.

رزمندگان صبح‌ها تمرین می‌کردند و شب‌ها با تمام خستگی‌شان در حسینیه جمع می‌شدند و عبادت می‌کردند. آن زمان نیروهای زیادی وارد خرمشهر نشده بودند تا دشمن از عملیات آگاه نشود. با این حال دشمن با استفاده از جاسوسانی که از رود عبور می‌کردند و وارد خرمشهر می‌شدند از عملیات آگاه شده بود و امنیت کامل در منطقه حاصل نشده بود.

یکی از ویژگی‌های این عملیات، شناسایی سخت آن بود. غواصان باید زمان‌بندی بسیار دقیقی انجام می‌دادند زیرا آب اروند به دلیل جزر و مد در روز تغییر جهت می‌داد و این سختی ناشی از سرعت زیاد آب را افزایش می‌داد. غواصان این عملیات کسانی بودند که نمی‌توانستند در عمق عمل کنند و با وزنه‌هایی که به خود می‌بستند و سلاح‌هایی که همراه داشتند ۲۰ تا ۳۰ سانتیمتر زیر آب حرکت می‌کردند. آنها بدون نیاز به کپسول اکسیژن کار می‌کردند. به دلیل سرعت زیاد آب طناب‌هایی در رود پیش‌بینی شده بود که هر یک از نیروها یک گره از طناب را می‌گرفت تا ستون از یکدیگر جدا نشود.

ما باید در جزیره ماهی عمل می‌کردیم که در عمق خاک عراق بود و برای همین باید پیش از همه رزمندگان به آب وارد می‌شدیم. عصر بود که ما به منطقه رهایی پا گذاشتیم. پیش از آن در یک پاساژ جمع شده بودیم. در آنجا توپی منفجر شده بود و خون و گوشت رزمندگان قبلی بر روی دیوار بود. عصر عملیات بچه‌ها وصیت‌نامه‌هایشان را نوشتند و هر یک به نماز مشغول شدند. پس از نماز مغرب و عشاء به آب زدیم. تعداد زیادی از بچه‌ها می‌دانستند که دیگر امکان برگشت ندارند چون تنها در صورت موفقیت کامل عملیات همه افراد زنده می‌ماندند. با وجود آب رودخانه کسی امکان برگشت نداشت.

کربلای ۴ شکست نبود، در واقع عراقی‌ها را به خواب برد:
پس از خروج از آب ما وارد جاده شدیم. باید ۲۰ متری از ساحل جلوتر می‌رفتیم و در کانال‌ها قرار می‌گرفتیم. کانال هایی که در برابر نخل‌ها وجود داشت. تا ما پا به جاده گذاشتیم بعثی‌ها جاده را بمباران کردند و عده‌ زیادی شهید شدند. این نشان می‌داد که آنها از قبل از حمله ما باخبر بودند. ولی چاره‌ای نبود و باید کار ادامه پیدا می‌کرد. تعداد زیادی از رزمندگان در کربلای ۴ شهید شدند به صورتی که صدام نام این عملیات را «دروی عظیم» گذاشت و پس از آن جشن گرفت و به حج رفت. اما کربلای ۴ باعث شد تا بعثی‌ها به خواب فرو روند و در عملیات کربلای ۵ که یک ماه بعد انجام شد شکست سختی بخورند. اگر چه تعداد زیادی از غواصان در این عملیات شهید شدند ولی تلفات زیادی هم از دشمن گرفتند یکی از رزمندگان نقل می‌کرد که کانال‌های بعثی‌ها پر از جنازه شده بود.

روایت لحظه‌های رزم غواصان کربلای ۴ در برابر نیروهای بعثی:
با اینکه آب به شدت سرد بود و عملیات پراضطرابی در پیش داشتیم اما همه آرام بودند و انگار رو به بهشت قدم بر می‌داشتند. هیچ کس احساس سستی نمی‌کرد. وقتی ما واردآب شدیم عراقی‌ها به شدت و با تجهیزات کامل آب را به آتش کشیدند. صدای مهیبی در آب می‌آمد که موج عظیمی داشت ولی ما برای اینکه لو نرویم سر از آب بیرون نمی‌آوردیم. حجم آتش باعث شده بود که عده زیادی از غواصان در آب رها شوند و آب آنها را با سرعت به سمت پتروشیمی عراق ببرد.

بعثی‌ها بچه‌های ما را با سلاح‌های سنگین و کالیبر بالا می‌زدند:
با این وجود تعدادی از غواصان به مقصد رسیدند. از دو گردانی که قرار بود به جزیره ماهی برسد تنها یک دسته از یک گردان به جزیره رسید. عراقی‌ها چند کار قابل توجه تاکتیکی در منطقه انجام داده بودند. اول اینکه در طول ۶۰ تا ۷۰ متر از ساحل تمام نیزارها را از بین برده بودند تا جایی برای پناه گرفتن وجود نداشته باشد. همچنین خورشیدی‌های بلندی را در آب گذاشته بودند. آنها همچنین هیچ‌گونه سلاح کوچکی در خط نداشتند و چون می‌دانستند غواص‌ها تنها با کلاشینکف، نارنجک و آر پی جی به ساحل می‌رسند با سلاح‌های سنگین کالیبر بالا آنها را هدف می‌گرفتند.

لباس تنگ غواصی باعث می‌شد خون مجروحان به سرعت تخلیه شود:
من و شهید مومن اولین نفراتی بودیم که از آب در آمدیم. عمده بچه‌های غواص با تیرهای کالیبر بالا زخمی می‌شدند، با سلاح‌هایی مانند دوشکا. طبیعتا وقتی فردی تیر کالیبر ۶۰ بخورد بدنش به کلی از بین می‌رود. در ضمن چون لباس غواص‌ها بسیار تنگ بود سرعت تخلیه خون بدنشان زیاد بود. عمده بچه‌هایی به خاک پا گذاشتند زخمی بودند. تعداد ما تنها ۱۵ نفر بود. یک گردان که نتوانسته بود به ساحل برسد و بقیه هم که شهید شده بودند. با این حال خط به راحتی شکست و من به همراه شهید مومن شروع به پاکسازی سنگرها کردیم.

ماجرای سنگری که جا ماند و پاکسازی نشد:
ما روبروی هر سنگری که می‌رسیدیم نارنجکی می‌انداختیم تا بعثی‌ها را از بین ببریم اما یکی از سنگرها جا ماند وقتی که برگشتیم متوجه شدیم که سنگر پر از آر پی جی ۱۱ بود و اگر ما در آنجا نارنجک می‌انداختیم همه شهید می‌شدند و کل کانال منفجر می‌شد.

ما خط را شکستیم ولی مشکل اساسی این بود که پشت ما اروند بود و روبروی‌مان سنگرهای عراقی بر ما مشرف بودند. کانال‌های عراقی‌ها که در آن پناه گرفته بودیم ما را محافظت می‌کرد اما بعثی‌ها از داخل نخلستان‌ها با تک‌تیرانداز ما را می‌زدند. ما با این امید که گردان‌های دیگر به ما می‌رسند و بعد از اینکه خط شکست نیروهای آبی‌ - خاکی وارد عراق می‌شوند آنجا ماندیم. اما با توجه به اتفاقاتی که افتاد، بیشتر قایق‌ها را زدند و نیروهای آبی - خاکی نتوانستند به ما برسند زیرا ما در عمق خاک عراق بودیم.

در تاریکی‌های شب بود که «مومن» از پا افتاد، نمی‌دانم تیر به کجایش خورد اما در لحظه شهید شد. همه غواصانی که به جزیره رسیده بودیم یکجا جمع شدیم. باید تا صبح صبر می‌کردیم زیرا جهت آب به سمت عراق برگشته بود و نمی‌توانستیم به آب بزنیم. وقتی جزیره‌ را گرفتیم برای مدتی مسیر آب به سمت ایران تغییر کرد ولی در شب باز هم جهت آب به سمت عراق بود. در روز هم نمی‌توانستیم در آب شنا کنیم چون ما را می‌زدند. باید منتظر می‌ماندیم تا بهترین زمان که آب به سمت ایران برود و خود را در اختیار آب بگذاریم.

تنها سلاحمان یک قبضه آر پی جی ۱۱ بود:
۱۰، ۱۲ نفری می‌شدیم که در همان سنگر پاکسازی نشده باقی ماندیم. همه بجز ۲،۳ نفر مجروح شده بودند. هیچ اسلحه‌ و نارنجکی نداشتیم و تنها آر پی جی ۱۱ سنگر در اختیارمان بود. آن را به سمت بعثی‌ها برگرداندیم به ترتیب یک گلوله را به سمت راست کانال و بعدی را به سمت چپ کانال می‌زدیم تا بعثی‌ها نتوانند به سمت ما بیایند. آنها می‌خواستند ما را اسیر کنند. چون از گروه‌های نخست عملیات بودیم می‌خواستند از ما اطلاعات بگیرند. ما فاصله زیادی با بعثی ها نداشتیم و فرمانده‌شان را می‌دیدیم که می‌گفت به سمت داخل آر پی جی شلیک کنید تا اسلحه از کار بیفتد. آنها می‌دانستند که ما سلاح نداریم. فرمانده بعثی نیروهایش را مجبور می‌کرد که به سمت داخل لوله اسلحه نشانه‌گیری کنند ولی تا می‌خواستند شلیک کنند آر پی جی شلیک می‌شد و بعثی‌ها از بین می‌رفتند.

اسارت برای من غیرقابل هضم بود:
ما تا صبح مقاومت کردیم گلوله‌هایی که به سمت ما می‌زدند به آر پی جی‌ها می‌خورد و هر لحظه امکان انفجار وجود داشت. ما دو راه بیشتر نداشتیم یا باید شهید می‌شدیم و یا اسیر. من در عملیات‌های زیادی شرکت کرده بودم و هر نوع تصوری از زخمی شدن تا شهادت داشتم ولی تنها اسیر شدن بود که برای من غیرقابل هضم بود. برای من مهم بود که وقتی من و دشمن با یکدیگر روبرو می‌شویم و دیگر امکان مقاومت ندارم چه اتفاقی می‌افتد. با این حال لحظه اسارت یکی از آرامش‌بخش‌ترین لحظه‌های زندگی من بود. ما به بعثی‌ها گفتیم می‌خواهیم اسیر شویم و با دستانی خسته و خم از سنگر بیرون آمدیم.

آدرس کوتاه :
رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.


عکس نقاشی
مکتوب
ابتدا سنگ نوردان برای بالابردن تمرکز و...
9 ساله از گرگان
11 ساله ازتهران
9 ساله از گرگان
با فرا رسیدن فصل پاییز موسم برداشت انار...
ارسال مردمی
موشن گرافی
پروتئین در ساختار و عملکرد بافت های بدن...
محققان دانشگاه هاروارد می گویند چند میوه...
انگل ها مهمان ناخوانده در بدن انسان...
آزمایش خون شامل موارد یا شاخصه‌های...
ویدئو
پوستر+متن
گزارش تصویری از دومین جشنواره ملی ازدواج...
مدت نماهنگ: 1:22
مکتوب
برخی غذا‌ها باعث افزایش حافظه می‌شوند،...
ویدئو و اینفوگرافیک

پربازدیدترین های ماه اخیر

آثار گرافیکی و تولیدات ویژه

استوری پلیس مقتدر
استوری پلیس مقتدر
ویدئو+پوستر
استوری با هم برای امنیت و سلامت
استوری با هم برای امنیت و سلامت
عکس نوشته+ویدئو
امنیت سایبری و استوری هفته نیروی انتظامی
امنیت سایبری و استوری هفته نیروی انتظامی
اینفوگرافیک+ویدئو
نکات ایمنی در راه اندازی لوازم گرمایشی
نکات ایمنی در راه اندازی لوازم گرمایشی
بی احتیاطی در راه اندازی لوازم گرمایشی می‌تواند خطر بزرگی برای خانواده‌ها داشته باشد. با رعایت نکات ایمنی، جانِ خود و عزیزانمان را ایمن کنیم.
کرونا در کودکان چه علائمی دارد؟
پیشگیری از کرونا
کرونا در کودکان چه علائمی دارد؟
مکتوب
خاطره آزاده گلستانی
خاطره آزاده گلستانی
موشن گرافیک
ربیع وحدت و همدلی
ربیع وحدت و همدلی
ویدئو
استوری آغاز ربیع الاول
استوری آغاز ربیع الاول
ویدئو
استوری هفته نیروی انتظامی
استوری هفته نیروی انتظامی
پوستر
استوری هفته وقف
استوری هفته وقف
ویدئو
مجموعه استوری ایام آخر ماه صفر
مجموعه استوری ایام آخر ماه صفر
پوستر+استوری+اینفوگرافی
آیین حلیم پزان در ایام آخر صفر
آیین حلیم پزان در ایام آخر صفر
گزارش تصویری
شهادت امام رضا (ع)
شهادت امام رضا (ع)
پوستر+ ویدئو
استوری رحلت پیامبر(ص)
استوری رحلت پیامبر(ص)
استوری
روز نابینایان
روز نابینایان
استوری + پوستر
پوستر روز جهانی استاندارد
پوستر روز جهانی استاندارد
پوستر
ورزش اسلک لاین
گزارش تصویری
ورزش اسلک لاین
ابتدا سنگ نوردان برای بالابردن تمرکز و تعادل این ورزش را ابداع کردند و به مرور اسلک لاین در سراسر جهان گسترش یافت. کمتر از یک دهه است این ورزش به کشورمان وارد شده است.