جهش تولید | سه‌شنبه، ۲۹ مهر ۱۳۹۹

نقش صنایع دستی در توسعه اقتصاد - نمایش محتوای تلویزیون

 

 

نقش صنایع دستی در توسعه اقتصاد

نقش صنایع دستی در توسعه اقتصاد


صنایع دستی باتوجه به ویژگیها و شاخصه‌های آن می‌تواند بعنوان یک پیام‌رسان جدی از فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی کشورمان در سطح جهانی نقش ایفاء نماید سه عنصر هنر، فرهنگ و صنعت در ذات صنایع دستی نهفته است اگر امروز ما به اتکاء درآمدهای ناشی از نفت و سایر فرآورده‌های آن نمی‌توانیم از قابلیت‌ها و ظرفیت‌های غیرنفتی استفاده مطلوب کنیم به هیچ‌وجه نشان‌دهنده نبود یا کم ارزش بودن این قابلیت ها در کشور نیست و آن روزی که کشور از ذخایرنفتی تهی شود تنها چیزی که می‌تواند به داد کشور برسد و این تمدن بزرگ را صیانت و حمایت کند صنایع دستی است که ریشه در فرهنگ و تمدن این ملت دارد ارزش با لقوه صنایع دستی ایران به گونه‌ای است که اگر این صنایع ساماندهی و تقویت شوند و سرمایه‌گذاری لازم در مورد تولید آنها صورت گیرد با صادر کردن آنها به کشورهای دیگر می‌توان از صادرات نفت بی‌نیاز شد.

ایران کشوری است قومیت‌های گوناگون و هر قوم فرهنگی مخصوص به خود دارد که در توالی سالها به گونه‌ای خاص شکل گرفته است و ماهیت آن قوم را مشخص بخشیده است تعلق افراد به فرهنگ قوم خود سبب پایداری و تکوین آن در طول تاریخ شده و هر قومی دارای ادبیات، موسیقی، پوشاک و آداب و رسوم خاصی شد. با سفری در سرزمین ایران هر گوشه و کناری نشان از فرهنگی جذاب و متفاوت دارد لرها، کردها، ترکمن‌ها، بلوچ‌ها، عرب‌ها نقش خاصی در یادها به جای می‌گذارند دراین میان هنر و ابتکار در رفع نیازهای روزمره در خلق صنایع دستی به ماندگاری این کالا انجامیده است سفال لاله جین.قلم زنی و خاتم‌کاری‌های اصفهان، چاقو و ظرف‌های مسی زنجان، قالی‌های ترکمن و … هرکدام ریشه در فرهنگ آن دیار خود و نیازهای بومی به همراه ابزار و مواد اولیه بومی منجر به خلق کالای خاص در هر شهر و منطقه شد باتوجه به مواد اولیه بومی هر شهری و با خلاقیت هنری آفرینندگان بومی تعداد و تنوع کالای دستی درکشور به وضوح نمایان است در هر محصول صنایع دستی ذوق هنری و خلاقیت فکری صنعتگر سازنده به نخوی تجلی یافته و همین علل وجه تمایز اصلی این گونه محصولات از مصنوعات مشابه ماشین و کارخانه است ایجاد اشتغال و کسب درآمد جاذبه گردشگری، حفظ و بقای آداب و رسوم قومی، کسب درآمد ارزی و غیره می‌تواند از پیامدهای رونق صنایع دستی در کشور باشد حمایت از جهانگرد و جذب تورسیم و همچنین حفظ میراث فرهنگی ـ قومی ایران کمک می‌کند و دیگر این که درآمدهای ارزی ناشی از فروش صنایع می‌تواند بخش مهمی از صادرات غیرنفتی کشور را به عهده گیرد صنایعی مانند معرق، سفال، حکیم، سوزن‌کاری، منبت، حصیربافی، سرامیک و غیره تجلی فرهنگ دیرین است که جاذبه‌های فراوانی برای گردشگران دارد و همین طور به تقویت هویت قومی نیز شده بسیاری از کسانی که به این حرف مشغول بودند شغل خود را به دلیل نبود تقاضا در بازار کالا از دست دادند و متأسفانه افزایش روند مهاجرت از روستاها به شهر  شاخه‌هایی از صنایع دستی ناب و بی‌همتای ایران را در معرفی انقراض قرار داده است و نسل تازه‌ای که باید چنین میراث با ارزشی را حفظ کند بیشتر راهی شهرها شده‌اند.

بعد از آشنایی با غرب و ورود کالاهای کارخانجات غربی به کشور بازار بسیاری از صنایع دستی بومی کشور به خاموشی گردیده و دامنه فعالیت آنها محدود گشت نیاز به کالا و وجود کالای متنوع‌تر و جدید‌تر خارجی را تنزلی را عرصه موجب شد و به دنبال آن بسیاری از کسانی که به این حرف مشغول بودند شغل خود را به دلیل نبود تقاضا در بازار کالا از دست دادند کالای بومی با رنگ و بویی مخصوص به خود که مقّدم فرهنگ خاص هر شهر بود دچار رکود فراگیر شد لیکن از منظر دیگر باید به این نکته اشاره کرد که با ورود صنعت و تکنولوژی ماشینی صنایع دستی نیز توانایی همراهی آن را داشته و می‌تواند از تکنولوژی در مسیر پیشرفت خود سود جوید تکرارو اشباع بازار می‌تواند برای مشتریانی که دائماً با کالاهای جدید مواجه می‌شوند کسل کننده باشد و باعث کاهش نیاز به مصرف این‌گونه کالاهای گردید یکنواختی در بازار صنایع دستی معضل دیگری است که باعث افزایش نرخ بیکاری می‌گردد و از سوی دیگر صنایع دستی که حافظ میراث‌های کهن قومی است کم کم در سبد کالای مصرفی افراد رنگ می‌بازد و جای خود را به سایر تولیدات ماشینی می‌دهد اگر صنایع دستی به نیاز مشتریان و سلایق آنها توجهی ویژه و مضاعف نداشته باشد در آینده‌ای نه چندان دور بیش از امروز به کالای لوکس تبدیل می‌شود و از فهرست کالاهای مصرفی خانواده‌های ایرانی حذف خواهد شد توجه به رنگ، نقش و بسته‌بندی‌هایی که برای مخاطبان جذابیت داشته باشد می‌تواند در تداوم خرید کالای دستی تأثیرگذار باشد.

در شرایط فعلی که مسئله بیکاری و ایجاد اشتغال مولد همراه با افزایش تولید داخلی و توسعه صادرات غیرنفتی و فراهم نمودن زمینه مشارکت آن در فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی مهمترین دغدغه مسئولین و رئوس برنامه‌های توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور را تشکیل می‌دهد توجه به صنایع دستی و اهمیت آن بدلیل ویژگیهای منحصر به فرد آن بیش از بیش گردیده زیرا صنایع دستی علاوه بر جاذبه‌های هنری و فرهنگی و سهولت آموزش و فراگیری آن از کمترین هزینه سرانه آموزش و ایجاد فرصت شغلی در میان بحث‌های مختلف فعالیتهای صنعتی برخوردار است.

تأثیرات مهم صنایع دستی در توسعه اقتصادی شامل موارد زیر است:

1-نقش صنایع دستی در اشتغال‌زایی و رفع معضل بیکاری

برای اقتصاد جوامع در حال توسعه‌ای مانند ایران، مهم‌ترین چالش، ایجاد فرصت‌های شغلی برای جمعیت جوان است. یکی از آنان، توسعه اقتصادی با تکیه بر امکانات درونی مانند صنایع دستی است که در کشور ما ریشه‌های عمیق و استوار در آداب و رسوم، سنت‌ها و در مجموع، در فرهنگ مردمی ما دارد. صنایع دستی به عنوان صنعتی کاملاً بومی و غیر وابسته که مواد اولیه آن به راحتی در داخل کشور قابل تأمین است، نیاز به سرمایه‌گذاری زیادی نداشته و به همین دلیل دارای ارزش افزوده بالایی است. همچنین وجود تکنیک‌های ساده و آموزش آسان آن و نیز هماهنگی فرهنگ تولید آن با فرهنگ اصیل مردمی، آن را به صنعتی مناسب جهت اشتغال‌زایی بدل کرده است.

صنایع دستی می‌تواند در مناطق روستایی کشور و در نقاطی که فعالیت‌های کشاورزی، کار اصلی و عمده مردم را تشکیل می‌دهد و نیز در مناطق عشایری که دام‌داری، شغل اصلی و رایج است، به‌عنوان فعالیتی دائمی و فصلی مطرح شود. در شهرها نیز می‌تواند به‌عنوان کار دائم و غیردائم گسترش یابد. ایجاد کارگاه‌های تولیدی صنایع دستی به صورت کارگاهی برای بسیاری از شهرنشینان، می‌تواند ایجاد حرفه نماید.

2-نقش صنایع دستی در افزایش درآمد سرانه

امروزه در بین کشورهای مختلف، تلاش برای ازدیاد درآمد سرانه به صورت رقابتی پایان‌ناپذیر درآمده است و چنین به نظر می‌رسد که اگر کشورهای در حال توسعه بتوانند همین فاصله و شکاف کنونی ایجاد‌شده بین خود و کشورهای توسعه‌یافته را حفظ کنند، در برنامه‌های خود بسیار موفق بوده‌اند. از این رو تردیدی نیست که هر عاملی که به افزایش درآمد سرانه کشورهای در حال توسعه کمک کند، در خور اهمیت است و صنایع دستی به دلیل مزایای ذکر شده همانند تأثیر فوق‌العاده در اشتغال‌زایی، سادگی تکنیک و قابلیت توسعه در شهر و روستا به عنوان وسیله‌ای ارزشمند در راه رسیدن به درآمد سرانه بالا، قابل توجه می‌باشد. خوشبختانه با توسعه راه‌های ارتباطی و شبکه حمل و نقل در کشور، امکان دسترسی آسان روستائیان به شهرها بیش از گذشته بوده و با صرف کمترین هزینه و در کوتاه‌ترین مدت می‌تواند فرآورده‌های خود را به خریداران شهری عرضه کنند.

3-نقش صنایع دستی در تولید ملی

از آنجا که صنایع دستی متکی به منابع داخلی است، به طور معمول بیش از 90 درصد ارزش داده‌ها در این رشته را که بیشتر شامل نیروی کار، مواد اولیه مصرفی و ابزار کار است، می‌توان در داخل کشور فراهم کرد. طبعاً هرگونه افزایش و میزان تولید و فروش فراورده‌های دستی، اثر مستقیمی در ازدیاد تولید ناخالص ملی دارد.

امروزه برخی کشورهای در حال توسعه صاحب صنایع دستی به جای صدور مواد خام مانند چوب، پنبه، پشم، پوست و دیگر مواد، تلاش می‌کنند که آنها را به محصولاتی تبدیل کنند که در تولید آن مهارت دارند و فرآورده‌های تولید شده را که دارای ارزش افزوده بالاست، به کشورهای دیگر بویژه کشورهای پیشرفته عرضه کنند. بخش صنایع دستی از طریق دستیابی به ارز خارجی، ایجاد شغل و رشد اقتصادی پایدار می‌تواند تأثیر اساسی بر اقتصاد ملی داشته باشد.

پولی که برای صنایع دستی خرج می‌شود، بلافاصله و مستقیم در جامعه محلی گسترده می‌گردد. این فرصتی است برای جایگزین کردن از کشورهای دیگر که بازار را احاطه کرده‌اند اما نماینده فرهنگ بومی آن کشور نیستند و عموماً کمکی به اقتصاد آن نمی‌کنند. در پس میزان فروش صنایع دستی و افراد درگیر این کار، این عده را نیز باید به حساب آورد:

الف) همه کسانی که در تهیه مواد خام و تجهیزات لازم برای تولید دخالت دارند.

ب) همه آنهایی که وظیفه حمل و نقل و انبارداری صنایع دستی را برعهده می‌گیرند.

ج) همه کسانی‌که مسئولیت فروش اعم از عمده‌فروشی یا خرده‌فروشی را انجام می‌دهند.

برای مثال در سال 2005 در تایلند بیش از 200 هزار نفر به خرده‌فروشی صنایع دستی پرداختند که درآمدی حدود 350 میلیون دلار برای آنها ایجاد کرد. در هند نیز صنایع دستی حدود 5.6 میلیارد دلار به اقتصاد ملی کمک کرده است و نزدیک به 20 میلیون نفر را به صورت تمام‌وقت به کار مشغول داشته است. در مراکش، تولیدات صنایع دستی در سال 2004 فروشی در حدود 1.5 میلیارد دلار داشته است که به یک سومِ جمعیت سازندگان -حدود 500 هزار نفر- سود رسانیده است.

4-نقش صنایع دستی در توسعه صادرات

از جمله شاخص‌های کشورهای توسعه‌نیافته، اقتصاد تک‌محصولی و یا اتکا به چند قلم محصول اندک صادراتی است. در ضمن اکثر این کشورها، بیشتر صادرکننده مواد خامی نظیر نفت، پنبه، پشم، مس و اقلامی نظیر اینها هستند. متأسفانه تجربه بدست آمده از بازرگانی بین‌المللی نشان داده است، حتی با اندکی کاهش در بهای جهانی این مواد، یکباره حیات اقتصادی آنها تهدید شده و گاه رو به نابودی می‌رود. از طرفی بنیان اقتصادی کشورهای در حال توسعه به گونه‌ای است که برای اجرای برنامه‌های توسعه اقتصادی و اجتماعی و حتی در مواردی برای تأمین حداقل نیازهای خود به ارز احتیاج دارند و این امر در گرو صدور مواد اولیه و محصولاتشان به خارج است. بنا براین توسعه صادرات بر پایه صنایع دستی، علاوه بر ارز‌آوری می‌تواند برای موارد بحرانی در این کشورها راهگشا باشد.

5-صنایع دستی و مشارکت اقتصادی زنان

ارزش کار زنان روستایی و شهری چه در کشورهای توسعه‌یافته و چه در کشورهای در حال توسعه همواره از بعد تاریخی مورد غفلت قرار گرفته است. در این راستا فعالیت‌هایی که از سوی زنان در بازارهای محلی و نیز در خانه‌داری انجام می‌گیرد، در اندازه‌گیری فعالیت‌های اقتصادی کشورها نادیده گرفته می‌شود اما مطالعات نشان می‌دهد که زنان مولدانی فعال بوده و در فرایند توسعه و ایجاد ثروت در جهان، سهم مهمی دارند؛ بخصوص زنان روستایی در کشورهای در حال توسعه در پایداری نظام اقتصادی، نقشی اساسی ایفا می‌کنند. همچنین مطالعات نشان می‌دهد که مشارکت زنان در تولیدات صنایع دستی، بیشتر از فعالیت آنها در تولید محصولات غذایی بوده است و اغلب 75 تا 80 درصد افراد شاغل در بخش صنایع دستی را زنان تشکیل می‌دهند.

آدرس کوتاه :
رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.